صفحه نخست | آرشیو وبلاگ | RSS

   

ساعتها
 بالاخره فيلم ساعتها رو ديدم.چند سال پيش كه اين فيلم ساخته شده بود در موردش خونده بودم و دوست داشتم ببينمش ،ولي نمي دونم چرا هيچ وقت نرفتم از ويديو كلوپ بگيرم.اين فيلم ماجراي زندگي سه زن رو، فقط در يك روز، شرح ميده.
 اين زنها در عصرهاي  مختلفي زندگي مي كنند ولي هر سه، اين وجه اشتراك رو دارند كه با وجود خوشبختيهايي که دارند، سر در گمند و جوياي خوشبختي.در واقع هر سه زن مهرهء مفقوده اي در زندگيشون دارند که خودشون هم نمي دونند چيه.زني كه زودتر از دو تاي ديگه زندگي مي كنه، نويسندهء شهير، "ويرجينيا ولفه "كه "نيکول کيدمن"ايفاي اين نقش رو به عهده داره.گذشته از بازيهاي فوق العادهء هنرپيشه ها و ارتباطي كه بالاخره اين سه زن در اخر فيلم با هم پيدا پيدا مي كنند.و فيلنامهء قوي که از اول مي شوندت پاي فيلم و تا اخر به راحتي با خودش مي کشدت، اثر بخشيه فيلمه که مهمه.گاهي شده از سالن سينما مي ام بيرون و انگار نه انگار که کارگردان و هنر پيشه ها نود دقيقه مخم رو کار گرفتن.در حالي از سالن مي ام بيرون که دارم به کارهاي ديروزم يا شام شب فکر مي کنم.وقتي با اين حالت از سينما مي ام بيرون با خودم مي گم حيف از دو ساعتي که تلف کردم.اما گاهي مي شه که يه فيلم مي بيني و تا مدتها اثرش همراهته و فکرت رو مشغول مي کنه مثل فيلم "نرگس"يا "زير پوست شهر"و يا فيلم"ارتفاع پست". فيلم "ساعتها "هم از اون دست فيلمها بود .البته شايد هم چون من زن هستم و خودم رو هم خوشبخت مي دونم اين فيلم اينقدر روم تاثير گذاشت ولي واقعا هر سه زن رو درک مي کردم چون براي خودم هم بارها پيش اومده که حس پيدا کردن يه گمشده رو داشته باشم .گاهي براي يافتنش به جاده خاکي هم زدم، ولي چيزي که در اخر جاده خاکي بهش رسيدم اين بوده که هيچ جاده اي هموارتر از جادهء اصلي که طي مي کردم نبوده. درسته که با انحراف مسير ديرتر به مقصد مي رسي ولي اين حسن رو هم داره که وقتي برگشتي مي دوني که گم نمي شي و همين مسير، مسيره اصليه.خوب بعد هم شکر مي کني.
راستي در اخر پست "... و جاده" براتون گفته بودم :"نمي دونم چرا صورتش خندان نيست؟"ولي حالا لبخندش رو هم مي بينم.تازگيها اين کشف رو کردم که خنديدن يا نخنديدنش فقط بسته به درون خودمون داره. هر وقت خودمون از عملکردهامون ، رفتارهامون، صبرمون و وجدانمون خوشنود بوديم خنديدنش رو حس مي کنيم و هر وقت از خودمون راضي نبوديم هم که ميبينيم بهمون پشت کرده. يعني ميشه خداي ما توي اين دنيا ايينهء وجدانمون باشه؟؟

نویسنده : ترنم | ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٤
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت