صفحه نخست | آرشیو وبلاگ | RSS

   

سازگاری

خیلی خوبه که ادم بتونه با  محیطش، شغلش، وظایفش، و اطرافیانش سازگاری پیدا کنه. روانشناسها معتقدند ارتباط مستقیمی بین هوش و میزان سازگاری فرد با محیطش وجود داره. یعنی هر چی ادم با هوشتر، سازگارتر. همیشه توی فامیل یا همکارها  و یا دوستان نمونه های خوبی پیدا می شه که بشه به صورت نا محسوس میزان سازگاریشون رو با هم مقایسه کرد. نزدیکانی رو دیدم که توی ناز و نعمتند ولی همیشه اخمشون تو هم و در حال غر زدن هستن و دیدم کسایی رو که هزارتا مشکل دارن اما همیشه لبشون به خنده باز. نه اینکه فکر کنید طرف شلغمه هان!نه! یاد گرفته با مشکلش کنار بیاد. یاد گرفته که سیاه و سفید رو با هم ببینه نه مثل ادمهای نابینا، فقط تاریکی و سیاهی رو ببینه همش هم بخواد با دیگران در مورد تاریکیش حرف بزنه. اینجور ادمها دقیقا مثل ادمهای کوری هستن که تمایل داشته باشن هر کی رو دیدن شروع کنن براش از تاریکی که درش زندگی می کنن بگن.

حالا اگه اجازه بدید قبل از اینکه از منبر بیام پایین برای حسن ختام یه نمونه عرض کنم که عرایضم رو بهتر متوجه بشید.

 یه بیسکوییتهای شوری هست که مطمئنا دیدید. روی بسته شون نوشته " ترد " ولی نمی دونم چرا از قدیم الایام به " توک "معروف بودن. از بین هل و هوله هایی که اون زمانها وجود داشت مامان فقط به توک علاقه داشت و پفک. حدود 15 سال پیش یه روز مامان برای انجام یه سری ازمایشات رفته بود ازمایشگاه، که متوجه می شه  اقاییکه پشت میکروسکوپ نشسته در حالیکه مشغول تجزیه و تحلیل فراورده های روده ای یه بنده خداییه، در همون حال در حال خوردن بیسکووییتهای محبوب مامان هم بوده. اوج سازگاری با شغل رو می بینید. مطمئنم که این اقا خیلی خیلی با هوش بودن چون خیلی خوب با محیط کاریشون وفق پیدا کرده بودن.موندم چرا نرفتن پزشکی بخونن با این هوش سرشار. خلاص اون روز مامان اومد خونه و حدود13 یا چهارده سال به توک لب نزد.حالا فکرش رو بکنید اگه مثلا اقاهه همونجور که لولوهای میکروسکوپی رو زیر و رو میکرده به جای توک در حال خوردن ناهارمی بود، فکر کنم مامان الان یه اندام باربی داشت که بیا و ببین. نه؟!

 

نویسنده : ترنم | ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ دی ،۱۳۸٤
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت