صفحه نخست | آرشیو وبلاگ | RSS

   
سلام دوستان. شرمنده به خدا! آخه اينجا خوزستانه و تابستونها گرم. اينه كه من خونه بند  نمي شم. اين چند روز رفته بودم يه سفر درون استاني. كجا؟ دزفول. جاتون خالي رفتيم رودخونه و  شنا و ناهار  و اينا. نزديك هم بود آب ببردم‏.به كمك علي و برادرم و چند تا جوون رشيد ديگه نجات پيدا كردم. علي تا دو ساعت در غم از دست دادن همسرش غوطه ور بود. فقط مشكل اينجا بود كه من اينقدر خنديده بودم كه اصلا نمي تونستم خودم رو نجات بدم . علي و برادرم مي كشيدنم و من از خنده سست شده بودم چند نفر هم دست داداشم رو مي كشيدن كه بتونه ببردم ساحل. بعد هم كه مي خواستيم بر گرديم خونه اون هم ساعت سه بعد از ظهر اينقدر سردم بود كه چسبيده بودم به شيشهء ماشين تا خورشيد تو استخونهام نفوذ كنه! فتوسنتز مي كردم واسه خودم. حالا اومدم در كمال شرمندگي  ازتون عذر خواهي كنم و عرض كنم فردا كلهء سحر پرواز داريم به سمت مشهد. يه توقف چند ساعته هم تو تهران دارم ولي متاسفانه نمي تونم برم خراب شم رو سر لاله. سه شنبه از مشهد بر مي گرديم. جاتون خالي نيشابور و اسفراين و اينا هم مي ريم. بچه ها حلال كنيد ديگه! اگه آزاري اذيتي شوخي چيزي بوده به بزرگواري خودتون ببخشيدفرزاد هم كه فك كنم با يه حلال بودي ساده حسابمون تصفيه نشه. چ.ن خيلي اذيتش كردم زينب و برباد و فرهاد و شهرزاد جونم و مريم گلي و شب اول قبر و غزل جون و بهزاد و  الهه و اشكان خان كه آرزو مي كنم زودتر به روال عادي برگرده و سينا و محمد و صادق و باقيه دوستان كه از ترس اين ويروس و رستارت كردن دستگاهم حضور ذهن ندارم كه اينجا اسمشون رو بنويسم همينكه بر گشتم آپ مي كنم.آقا دعا كني همونطور كه از غرق شدن نجات پيدا كردم خدا آخر و عاقبت اين مسافرت رفتنهام رو هم به خير كنه. دوستون دارم .بچه هاي خوبي باشيد تا برگردم.
به اميد ديدار تا هفته آينده
نویسنده : ترنم | ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ امرداد ،۱۳۸٥
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت