خوب با جام جهانی هم خداحافظی کردیم... <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

بنده خدا میرزا پور از جون مایه گذاشت.

رونالدو حرکات عجیبی داشت. فکر کنم تیک داشت. دندونها رو به نمایش می ذاشت و بالا رو نگاه می کرد گاهی آدم فکر می کرد داره تو آسمون دنبال کفترهاش می گرده. .وقتی هم که گل رو زد من که از دیدن حالت فریاد زدنش در حالیکه نشسته بود وحشت کردم.

فیگویه بنده خدا رو تا خورد تو بازی زدیم.

اس ام اسی که فرزاد بعد از بازی برام فرستاد:رده بنديه جديد فيفا:۱. پرتقال ۲. مکزيک ۳. آنگولا ۴. منگولا

برانکو به این خاطر که در بازی قبلی به تعویض نکردنش ایراد گرفته بودن تند تند چند تا تعویض هول هولکی انجام داد که فایده ای برای تغییر نتیجهء بازی نداشت.

طاقت دیدن آخر بازی رو نداشتم و بعد از گل دوم رفتم تو اتاق امیر حسین و با هم ماشین بازی کردیم ولی خیلی ناراحت بودم انگاریکه تازه یه دل سیر گریه کرده باشم، یا اینکه نه نیاز به یه دل سیر گریه کردن داشتم تا سبک بشم. تا دو ساعت هم عینه برج زهر مار بودم.

بعد از بازی، شبکهء دو، یه بحث کارشناسی با ناصر حجازی داشت. مجریه برنامه کتش  یه جور مسخره ای بود.انگار ژاکت پوشیده بود. بعد هم گزارش مردمی رو نشون دادن . برای یکیشون خیلی دلم سوخت. دست فروشی که یه کیسهء بزرگ بوق برای فروش داشت که چون باخته بودیم حتی یه دونش رو نتونسته بود بفروشه. چون کسی برای شادی کردن به بوقهاش نیازی نداشت. یاد حکایت تجارت بوق حموم افتاده بودم.

بعد از بازی همش غصهء بازی مکزیک رو می خوردم که امتیازش رو مفت از دست داده بودیم. ولی علی حرف درستی می زد. حق ما نبود که بریم بالا چون حریفهامون خیلی بهتر از ما بازی می کردن. ولی خوب دلم می سوخت که حداقل مثل ساحل عاج با سر افرازی اوت نشدیم.

ولی یه چیزی هست تو جام جهانی که برام مهمه. من همیشه جام جهانی رو یه مبدا برا خودم قرار می دم و وقتی جام جهانی بعدی شد از خودم می پرسم: چهار سال پیش کجا بودم چی کار می کردم و چی داشتم؟و چها رسال آینده کجام؟ از دوران راهنمایی همین کار رو کردم. امتحان کنید روش جالبیه. خیلی حس خوبی به آدم دست میده وقتیکه پشت سرش رو نیگا می کنه و می بینه تو چهار سال چه اتفاقات خوبی براش پیش اومده و چه موفققیتهایی براش رقم خورده. خدا رو شکر از این چهار سال گذشته هم راضی بودم. ولی باورم نمی شه تو جام جهانی بعدی - امیر حسین که الان آمادگی می ره - در شرف ورود به کلاس چهارم باشه. فکرش رو بکنید. مردی می شه واسه خودش . مسلما کلی علق ملی خواهد داشت و این هوااااااااااااااا تعصب تیم ملی...

 

 

/ 37 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Elham

از پيانتون خيلي خوشحال شدم چون علاوه بر سر زدن شما به من اين معني را مي داد كه پست قبلي من حداقل در يك كامپيوتر ديگه قابل مشاهده نيست.

Elham

يك دوستي دارم كه در وصف بازي ايران پرتقال مي‌گفت: بچه‌هاي نازي آباد رو برده بودن فيگو رو بزنن....حالا نه به اين مسخرگي كه دوستم مي‌گفت ولي حتي جوانمردانه هم بازي نكرديم

بــَـر بــاد

چی شد؟ تا حالا که بچه محلتون بود و ميخواستی مدال بندازی گردنش! حالا که ديدی به جای فوتبال اومده مهمونی حوالش کردی به من!؟! هان؟

لاله

بازم که تو شهر ريختی بهم..ببين واسم هيچی نفرستادی..ايميلم اين بالايی است!آآآآ...تری بد جوری خوابم مياد فکر کنم واسه تجهد ديشب باشه!

کلاغ سياه

سلام ( خدا با شماست ) جناب دوست لاله خانم ممنون که به کلاغ سياه سرزدين از اون قسمت منگولا يه دفعه زدم زير خنده خيلی باحال بود در ضمن يه تذکر آيين نامه ای : هرچه باد، باد نه هرچه بادا باد

لاله

تمامی موارد فوق در مورد زرد الو صدق می کند!..ببين ساعت چنده..حق بده حال نداشته باشم کامنت بزارم...زنگ بزن..!...حال نداشتی نزن!...

غزال

ديدين باختيم دليل اصليش اين بود که من نتونستم بازيارو ببينم و اينارو تشويق کنم واسه همين روحيه کافی نداشتن.اره ديگه اينجورياس . پسر گلتم ببوس

شب اول قبر

سلام نيومدی آخر داستانمو بخونی حداقل تو مسابقه شرکت کن و جايزه ببر

فرهاد پرهامي

هاااااااااااااااااااااااا لاله تهجد صحيحه نه تجهد!

کلاغ سياه

سلام ( خدا با شماست ) دوست خوبم هر جور میپسنديد ولی به نظر من اومد هرچه بادا باد آهنگ بهتری داره ممنون از بابت تمثيل زيباتون