بهترین روشها برای دوری از مصائب قهر

خیلی مهمه که بتونیم لحظات تلخ زندگی، تحصیل یا شغلمون رو تحمل پذیر و گاها لذت بخش کنیم. فکر کنید خانوم یا آقایی با هم جر و بحث کنند.زن زود قهر کنه بره خونه ی باباش، مرد بشینه تو خونه هی سیگار دود کنه و هی عز و جز کنه و وقتی هم محل کارش حاضر می شه با یه من عسل هم نشه خوردش و بشه برجک زهر مار محل کار و اعصاب خرد کن سیار برای همکارها..

یا اینکه هر دو تو خونه بمونن ولی مدام زیر چشمی هم رو بپان و هی سایه ی هم رو با تیر بزنن و همش با دیدن همدیگه یاد روز دعواشون بیفتن و با کارها و عملکردهای لجوجانه و وارونه بیشتر اعصاب همدیگر رو خرد کنند! گاها مادر بره برای فرزندش درد و دل کنه و زر زر گریه کنه و اه و ناله و فحش رو حواله ی بابای بچه و قوم و خویشهای پدریه بچه ی بخت برگشته ی بی گناه کنه! مطمئنا تصور این صحنه ها هم نفرت آور و هم اعصاب خورد کن!

حالا ماجرا رو یه جور دیگه نگاه کنیم. با یک ابتدای مشترک ولی روند پیشروی متفاوت! زن و مرد از دست هم عصبانی بشن و با هم قهر کنن ولی اگر یه خورده صبور باشن و سعی کنند از هجوم احساسات منفی جلوگیری کنن خیلی زود می تونن بر اوضاع روحیشون مسلط بشن و در نتیجه هم خودشون و هم بچه ی بیگناهشون فشار روانیه کمتری رو تحمل کنند.چه بسا بشه بهترین استفاده ها رو هم از دوران قهر کرد. فکرش  رو بکنید تمام خانوم ها و آقایون متاهل دوست دارند یه لحظات کاملا شخصی داشته باشن و چه زمانی بهتر از دوران تنهاییه قهر!

می خواید در تجارب شخصیم شریکتون کنم؟ اصولا برای من دوران قهر یه دوران استثنایی و ویژه است!! زمانیه برای تعلقات روحیه کاملا شخصیم. مثل تماشای بعضی فیلمها! بعضی فیلمها هستن که باید کاملا تنها باشی برای دیدنشون! با چراغهای خاموش و حواس کاملا جمع! که حتی یک دیالوگ یا یک حالت صورت هنر پیشه هم از دستت نره! خوب چه زمانی بهتر از دوران تنهایی قهر یا ماموریت رفتن همسر؟

گاهی هم بلافاصله لباس می پوشم و میرم یه سر به کتابفروشیه سر خیابون می زنم و یه رمان کوتاه یا بلند می خرم و تند تند می خونم که تا فرصت خلوت از دست نرفته و آشتی حادث نشده بتونم تمومش کنم!!!

یا گاهی این فرصت رو غنیمت می شمرم و با اینکه معمولا حوصله تلفن زدن به این و اون رو ندار، یه زنگ به تمام دوستان و فامیل می زنم و از هر دری سخنی و هر و کری و تجدید خاطراتی! 

گاهی هم هر شب با یه ظرف بزرگ بستنی که پر از مغز گردوش کردم ولو می شم جلوی تلویزیون و هر روز هم ژله درست می کنم و خلاصه دلی از عزا در میارم.

همسر گرامی بنده هم چون در شرایط عادی خیلی بیشتر از آقایون دیگه با خونواده محشورند و به عیال و فرزند رسیدگی می کنند، معمولا این فرصت رو غنیمت می شمرند برای رسیدگی به کلیه ی امور عقب افتاده ی شغلی! چه بسا تا صبح با گزارشات و پرونده ها سر و کله بزنند! خلاصه ایشون هم بهترین استفاده رو از دوران طلاییه قهر می کنند!

به نظرتون این کارها بهتر از زانوی غم بغل کردن و فحش دادن به تقدیر و راه رفتن روی اعصاب و روان همسر نیست؟

نمی دونم شاید هم چون ما کمتر از زن و شوهرهای دیگه دعوامون می شه و معمولا ور دل هم نشستیم و گل می گیم و گل می شنفیم باعث شده چند ماهی یه بار اینجوری از خلوت به دست اومده استفاده کنیم و شاید این برنامه ریزی برای شما کارامد نباشه ولی به یکبار امتحان کردنش می ارزه! نه؟   

 

 

/ 29 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
omid1977

سیری جان با اعتماد به نفس به آقا بگو من قهرمو میخوام کتاب بخونم و فیلم ببینم. حله !! [چشمک]

omid1977

دیدی ترنم جان یه جوری صحبت کردی که بچه ها این هفته همه قهر میکنن و .... [زبان]

مینو

سوال: چرا امید همه جا هست؟![نیشخند]

مارکوپولو

سلام اول از همه از نمایشگاه کتاب بگم. اخ که چقدر پارسال حال داد. من هم مامور خرید دانشکده بودم البته با یکی ازخانم های مسول کتابخونه خلاصه ما هم یه 6 میلونی خرید کرده بودیم و کلی حال میکردیم. نکته جالبش اینجا بود که من امتحان میان ترم داشتم و غیبت کردم و بعد ازرییس دانشکده نامه گرفتم واستاد هم هیچی نتونست بگه![نیشخند] و باحال ترین بخشش بخش خرید ارضی بود که کارت اساتید دستمون بود. و باید میرفتیم تو بانک و از کارت استاد استفاده میکردیم. و قانون این بود که خود استاد باید بیاد ولی من سر یکی از خانمها که کارمند بانک بود گول مالیدم و باهام خوب شد. و هم بن های ارضی رو از اونجا گرفتم. هر کسی میخواست معرفی اش می کردم و میرفت و اونجا بهش میداد. و در مورد خورد و خوارک و خوابگاه هم که باز دلم برات میسوزه. یه روز یادمه که رفتیم خیابون خرمشهر همون روبرو نمایشگاه و تالار جام جم دو دست غذا و 35 تومان رفت تو پاچه رییس دانشگاه. و کلی حالش رو بردیم. و در مورد این پست جدیدتون که باید بگم: د؟؟ اصلا قهر چیه؟؟ ادم مگه .... شده بره قهر کنه؟ هان؟ قهر کار بچه های بده! خوش باشی یا حق

رضا (شهریار )

سلام... با دو داستان " حرمت " و " وفاداری در سیمای زنی بنام اطلس خاتون " منتظرتون هستم ...

فرهنگ رضانیا(انسان،جنایت و احتمال)

هرگزباقهرکردن موافق نبوده ام وباهیچ کس قهرنکرده ام، چه برسدبه همسرم.البته نوشته ات جالب است ولی توصیه می کنم هرگزقهرنکن.زندگی بسیارکوتاه است و قهرازفرصت با هم بودن می کاهد...

غزال

salaaaaaaaaaaaaaam man baz omadam [ماچ][ماچ][ماچ]amir jonam chiiitore[ماچ][ماچ] inke shoma 2ta khobino vase ham cheshmo abro nemiain vase ineke hamdigaro dos darin in adao atvara male onaie k bezor zire saghfano misozano misazan.b nazare man albate!!

omid1977

به به خوشحالمون کردید سر زدید با ذوق و شوق اومدم اینجا دیدم [تعجب] ممنون از این همه آپ بودن [قلب]